معرفی ظرفیت های کهگیلویه و بویراحمد در قاب عکاسان کشوری
یاسوج- مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویه و بویراحمد از اجرای برنامه ملی هنری تور تخصصی عکاسی با حضور عکاسان برجسته کشوری در سطح این استان خبر داد.
فاطمه کاویانی، کارگردان، نویسنده و تهیه کننده فیلم کوتاه «پژواک تو» در گفت وگو با ایکنا با بیان اینکه نقطه آغاز این فیلم، بیش از آنکه یک حادثه یا روایت مشخص باشد، مواجهه با مفهوم فقدان و تغییری است که فقدان در جهان درونی انسان ایجاد می کند، اظهار کرد: برای من همیشه این پرسش وجود داشته که انسان در برابر اتفاقی که ناگهان همه چیز را از شکل پیشین خود خارج می کند، چگونه می تواند دوباره نسبت خود را با جهان پیدا کند.
فاطمه کاویانی، کارگردان، نویسنده و تهیه کننده فیلم کوتاه «پژواک تو» در گفت وگو با ایکنا با بیان اینکه نقطه آغاز این فیلم، بیش از آنکه یک حادثه یا روایت مشخص باشد، مواجهه با مفهوم فقدان و تغییری است که فقدان در جهان درونی انسان ایجاد می کند، اظهار کرد: برای من همیشه این پرسش وجود داشته که انسان در برابر اتفاقی که ناگهان همه چیز را از شکل پیشین خود خارج می کند، چگونه می تواند دوباره نسبت خود را با جهان پیدا کند. «پژواک تو» از همین پرسش شکل گرفت؛ از لحظه ای که زندگی روزمره در ظاهر ادامه دارد، اما در درون یک انسان دیگر چیزی مانند گذشته نیست. به همین دلیل تلاش کردم به جای بازنمایی مستقیم یک حادثه، به اثرات خاموش آن بپردازم. گاهی آنچه در زندگی انسان باقی می ماند، خود اتفاق نیست، بلکه سکوتی است که پس از آن در خانه، اشیا، در نگاه و حتی در رابطه انسان با زمان ایجاد می شود. برای من، سینما زمانی معنا پیدا می کند که بتواند همین لایه های دیده نشده را به تصویر تبدیل کند و مخاطب را به تأمل درباره ارزش لحظه های عادی زندگی دعوت کند؛ لحظه هایی که شاید تا زمانی که از دست نرفته اند، قدرشان را نمی دانیم.
کاویانی با تأکید بر اینکه در «پژواک تو» سکوت به اندازه تصویر اهمیت دارد، گفت: من به سکوت به عنوان یک زبان نگاه می کنم، نه صرفاً نبود صدا. در زندگی روزمره، بسیاری از احساسات مهم ما در سکوت اتفاق می افتند؛ در مکثی کوتاه، در نگاه کردن به یک صندلی خالی، در انتظار کسی که دیگر نمی آید یا در مواجهه با شیئی که ناگهان معنای دیگری پیدا کرده است. تلاش کردم فیلم نیز چنین ساختاری داشته باشد و همه چیز را برای مخاطب توضیح ندهم. فکر می کنم بخشی از زیبایی سینما در این است که مخاطب بتواند میان تصاویر، سکوت ها و نشانه ها رابطه برقرار کند و معنایی شخصی برای آنچه می بیند بسازد. برای من، این شیوه به نوعی احترام گذاشتن به مخاطب است؛ اینکه به او اجازه بدهیم خودش احساس کند، به خاطر بیاورد و حتی در بخشی از فیلم، سکوت کند. شاید انسان در همین لحظات تأمل است که بیش از همیشه با حقیقت وجود خودش مواجه می شود. فیلم نیز باید به جای ارائه پاسخ های قطعی، امکان پرسیدن را فراهم کند؛ پرسش هایی درباره بودن، نبودن، عشق، انتظار و معنای پیوندهایی که زندگی ما را شکل می دهند.
وی ادامه داد: طبیعت در این فیلم برای من صرفاً یک پس زمینه زیبا نیست، بلکه یکی از شخصیت های اصلی اثر است. دریا، برای مثال، واجد نوعی آرامش و استمرار است که در برابر شکنندگی زندگی انسان قرار می گیرد. دریا پیش از ما بوده و بعد از ما هم خواهد بود و همین استمرار، در کنار ناپایداری حضور انسان، برایم معنای عمیقی دارد. وقتی انسان با فقدان روبه رو می شود، جهان بیرون گاهی بی اعتنا به نظر می رسد؛ ساعت همچنان کار می کند، نور تغییر می کند، دریا موج می زند و زندگی دیگران ادامه دارد. اما همین بی اعتنایی ظاهری طبیعت، می تواند انسان را به یک تأمل جدی درباره جایگاه خودش در جهان برساند. نمی خواستم طبیعت را در تقابل با انسان قرار دهم، بلکه می خواستم از آن به عنوان بستری برای درک ناپایداری استفاده کنم. شاید در مواجهه با طبیعت است که انسان بیش از هر زمان دیگری متوجه محدودیت های خودش می شود و درمی یابد که فرصت زیستن، دوست داشتن و در کنار دیگری بودن، چیزی نیست که بتوان آن را برای همیشه به آینده موکول کرد.
این فیلمساز درباره استفاده از نمادها در «پژواک تو» اظهار کرد: نماد برای من زمانی ارزشمند است که به یک عنصر تزئینی تبدیل نشود و بتواند بخشی از مفهوم را منتقل کند. ساعت در فیلم، فقط نشانه گذشت زمان نیست؛ زمان در تجربه فقدان معنای متفاوتی پیدا می کند. گاهی یک دقیقه می تواند به اندازه یک عمر طولانی شود و گاهی سال ها در ذهن انسان در قالب یک لحظه باقی بماند. سفره هفت سین نیز برای من تنها یک نشانه از یک مناسبت یا رسم فرهنگی نیست. این سفره یادآور آغاز، نو شدن و امید است؛ مجموعه ای از نشانه هایی که در فرهنگ ما با مفهوم زندگی و آرزوی تداوم آن پیوند خورده اند. قرار دادن چنین نشانه ای در کنار مفهوم فقدان، نوعی تضاد ایجاد می کند که برای من بسیار مهم بود. زندگی همواره میان آغاز و پایان، امید و اندوه، حضور و غیاب در حرکت است. شاید یکی از دلایل ماندگاری آیین ها نیز همین باشد که انسان در دوره های مختلف زندگی به وسیله آنها تلاش می کند معنا و امید را در برابر ناپایداری حفظ کند. من خواستم این مفاهیم در فیلم حضور داشته باشند، اما نه به شکل مستقیم و شعاری.
سوگ؛ بازتعریف رابطه انسان با جهان
کاویانی درباره پیوند میان مفهوم فقدان و نگاه انسانی فیلم بیان کرد: برای من «پژواک تو» فیلمی درباره مرگ به معنای محدود کلمه نیست؛ فیلم درباره ارزش زندگی است. وقتی فقدان اتفاق می افتد، تازه متوجه می شویم حضور یک انسان تا چه اندازه می تواند در جزئی ترین بخش های زندگی ما ریشه داشته باشد. یک صدا، یک عادت، یک تماس، یک نگاه یا حتی جای خالی یک نفر می تواند بعد از نبودنش به بخشی از زندگی ما تبدیل شود. در چنین شرایطی، سوگ فقط گریه کردن برای یک فقدان نیست؛ نوعی بازتعریف رابطه انسان با جهان است. آدمی باید یاد بگیرد با جای خالی زندگی کند و در عین حال اجازه ندهد آن فقدان، تمام معنای زندگی را از او بگیرد. من فکر می کنم در پس این تجربه، یک مفهوم انسانی عمیق وجود دارد؛ اینکه جان انسان حرمت دارد و هیچ رابطه ای نباید چنان شکننده باشد که با خشونت از میان برود. به همین دلیل، فیلم به شکل غیرمستقیم درباره صلح نیز صحبت می کند. صلح برای من فقط نبود جنگ نیست؛ صلح از جایی آغاز می شود که انسان برای بودن دیگری ارزش قائل باشد و حضور او را همچون بخشی از جهان خودش محترم بداند.
وی افزود: چیزی که برای من در این مسیر اهمیت داشت، مفهوم پیوند بود. انسان بدون پیوند نمی تواند خودش را تعریف کند. ما از طریق خانواده، دوستی، عشق، خاطره و حتی مکان هایی که در آنها زیسته ایم، هویت پیدا می کنیم. وقتی یکی از این پیوندها از بین می رود، فقط یک رابطه از دست نمی رود، بلکه بخشی از تصویر ما از خودمان نیز دچار تغییر می شود. به همین دلیل، فیلم تلاش می کند بیش از آنکه درباره یک شخصیت خاص باشد، درباره تجربه ای انسانی سخن بگوید که مخاطبان مختلف بتوانند خودشان را در آن پیدا کنند. من به این باور رسیده ام که هنر زمانی می تواند اثرگذار باشد که از یک تجربه شخصی شروع شود اما در همان تجربه شخصی متوقف نماند. «پژواک تو» برای من از یک احساس بسیار شخصی آغاز شد، اما هنگام ساخت، سعی کردم آن را به مفهومی گسترده تر درباره فقدان، عشق و ارزش حضور انسان تبدیل کنم. شاید هر انسانی در زندگی خود لحظه ای را تجربه کرده باشد که پس از آن، نگاهش به جهان دیگر مانند گذشته نبوده است. سینما می تواند همین نقطه تغییر را به یک تجربه مشترک تبدیل کند.
کاویانی درباره مسیر شخصی خود در هنر و رسیدن به زبان سینمایی مورد نظرش گفت: پیشینه من در هنرهای نمایشی باعث شد از ابتدا بیشتر از آنکه به روایت های پرحادثه علاقه داشته باشم، به رفتار، سکوت، میزانسن و رابطه انسان با فضای پیرامون توجه کنم. همیشه برایم جذاب بوده که ببینم چگونه یک تصویر ساده می تواند حامل یک احساس پیچیده باشد. به همین دلیل، زبان مینیمال را برای خودم انتخاب کرده ام؛ زبانی که در آن قرار نیست همه چیز گفته شود. دوست دارم مخاطب بخشی از مسیر را خودش طی کند. در این مسیر، طبیعت و عناصر ساده روزمره برای من اهمیت زیادی دارند، چون فکر می کنم جهان اطراف ما پر از نشانه هایی است که معمولاً از کنارشان عبور می کنیم. هنر می تواند نگاه ما را دوباره به همین جزئیات برگرداند. یک لیوان، یک ساعت، یک پنجره یا یک سفره می تواند وقتی در جای درست قرار بگیرد، معنایی فراتر از کارکرد معمولش پیدا کند. من تلاش می کنم در آثارم همین ظرفیت پنهان را کشف کنم و از طریق آن، مخاطب را به مکثی کوتاه در برابر زندگی دعوت کنم؛ مکثی که شاید در هیاهوی روزمره کمتر فرصت تجربه آن را داریم.
وی در پاسخ به اینکه چرا نخستین تجربه کارگردانی خود را با چنین موضوع سنگینی آغاز کرده است، اظهار کرد: شاید اتفاقاً چون نخستین تجربه ام بود، به خودم اجازه دادم از چیزی شروع کنم که واقعاً دغدغه ام بود. این فیلم را با امکانات محدود و بدون گذراندن دوره های آموزشی دانشگاهی سینما ساختم و در ابتدا بیشتر به آن به عنوان یک چالش شخصی نگاه می کردم. می خواستم ببینم آیا می توانم ایده ای را که در ذهن دارم، بدون اتکا به امکانات گسترده به تصویر تبدیل کنم یا نه. محدودیت مالی از یک جهت دشوار بود، اما از طرف دیگر باعث شد بیشتر به اصل ایده و زبان تصویر فکر کنم. وقتی امکانات محدود باشد، نمی توان همه چیز را با ابزار توضیح داد و ناچار باید به انتخاب ها دقت بیشتری کرد. این تجربه برای من ثابت کرد که شروع کردن همیشه نیازمند فراهم بودن همه شرایط ایده آل نیست. گاهی یک ایده صادقانه، میل به تجربه کردن و پشتکار می تواند نقطه آغاز باشد. البته این به معنای نادیده گرفتن آموزش نیست؛ برعکس، من معتقدم هر فیلمساز باید همزمان با تجربه عملی، دانش خود را نیز افزایش دهد. اما مهم این است که ترس از کامل نبودن، مانع آغاز مسیر نشود.
اهمیت سینما به عنوان زبان مشترک انسان ها
کاویانی درباره اهمیت سینما به عنوان زبان مشترک انسان ها گفت: سینما برای من زمانی ارزشمند است که بتواند میان انسان هایی با تجربه ها و پیشینه های متفاوت ارتباط برقرار کند. ممکن است مخاطبی هیچ گاه موقعیت شخصیت فیلم را تجربه نکرده باشد، اما احساس فقدان، ترس از دست دادن یا دلتنگی برای یک انسان، احساساتی هستند که مرز جغرافیایی و فرهنگی نمی شناسند. به همین دلیل، فکر می کنم اگر یک اثر از یک حقیقت انسانی صادقانه آغاز شود، امکان برقراری ارتباط با مخاطب گسترده تر خواهد شد. من در «پژواک تو» تلاش نکردم مخاطب را با یک پیام مشخص مواجه کنم، بلکه می خواستم فضایی ایجاد کنم که او بتواند در آن درباره ارزش زندگی و روابط انسانی فکر کند. در نهایت، شاید آنچه برای من اهمیت دارد این است که مخاطب پس از پایان فیلم، حتی برای چند دقیقه، به آدم هایی فکر کند که دوستشان دارد و به حضورشان عادت کرده است. شاید سینما نتواند جهان را به تنهایی تغییر دهد، اما می تواند نگاه انسان را تغییر دهد و گاهی تغییر نگاه، آغاز تغییر رفتار است. اگر فیلم بتواند انسان را به مراقبت بیشتر از پیوندهای انسانی و احترام بیشتر به زندگی دعوت کند، به نظرم به هدف خود نزدیک شده است.
کاویانی درباره وجه خبری «پژواک تو» گفت: این اثر، نخستین تجربه من در زمینه کارگردانی و فیلمسازی است و با بودجه ای بسیار محدود ساخته شده است. فیلم در قالبی شاعرانه و تجربی شکل گرفته و پوریا ابدی و خود من در آن ایفای نقش کرده ایم. از ابتدا برایم مهم بود که ساخت فیلم به یک تمرین شخصی برای پیدا کردن زبان تصویری خودم تبدیل شود و در عین حال، بتواند موضوعی انسانی را با مخاطب در میان بگذارد. خوشحالم که این تجربه خودآموخته، فراتر از انتظار اولیه من دیده شده است. «پژواک تو» به تازگی به عنوان یکی از آثار انتخاب شده رسمی در جشنواره بین المللی فیلم موبایلی پذیرفته شده است و این اتفاق برای من به عنوان فیلمسازی که در ابتدای مسیر قرار دارد، ارزش ویژه ای دارد. حضور فیلم در چنین رویدادی نشان می دهد که حتی یک اثر کم هزینه نیز می تواند در صورت داشتن ایده و نگاه مشخص، امکان دیده شدن پیدا کند. برای من این اتفاق بیش از آنکه صرفاً یک موفقیت جشنواره ای باشد، انگیزه ای است برای ادامه مسیر و جدی تر دنبال کردن فیلمسازی.
وی در پایان اظهار کرد: «پژواک تو» حاصل یک تجربه شخصی و مستقل است که تلاش کرده ام در آن، فقدان را از یک رنج فردی فراتر ببرم و به مفاهیمی مانند صلح، حرمت زندگی و اهمیت پیوندهای انسانی برسم. این فیلم با استفاده از تصاویری مانند دریا، ساعت و سفره هفت سین، تلاش می کند گسست ناگهانی زندگی روزمره را در برابر استمرار جهان پیرامون قرار دهد؛ جهانی که ظاهراً به مسیر خود ادامه می دهد، اما برای انسانی که دچار فقدان شده، دیگر همان جهان قبلی نیست. انتخاب فیلم در جشنواره بین المللی فیلم موبایلی، نخستین حضور جدی آن در یک رویداد بین المللی محسوب می شود و برای من به عنوان نویسنده، تهیه کننده و کارگردان اثر اهمیت زیادی دارد. امیدوارم این تجربه بتواند برای جوانانی که به فیلمسازی علاقه دارند نیز این پیام را داشته باشد که برای آغاز مسیر، همیشه به امکانات گسترده نیاز نیست و گاهی می توان از یک ایده ساده اما صادقانه شروع کرد. «پژواک تو» برای من یادآور این نکته است که بعضی صداها پس از پایان یک اتفاق خاموش نمی شوند؛ در خاطره، در تصویر و در نگاه انسان به زندگی باقی می مانند و شاید همین پژواک، امکان ادامه دادن و دوباره دیدن ارزش بودن را فراهم کند.
انتهای پیام
{{name}}
{{content}}